خرید بک لینک
چیزی ازش پنهان نیست
اگه میخوای جاذبه رو عوض کنی
بیای روی خطی شکوه بیرون بکشی
که تقلب روش محاله
یه لحظه بلغزی
خودت رو در انتهای تاریک ترین چیزها پیدا میکنی
اون هم هدیه ایه که بت میده
تا فقط بتونی برگردی روی خودش
و حتی نتونی تن به هیچ چیز دیگه ای بدی


برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 15:11

چهار ف ص ل

به یمن گرد همیشه بهارو داریم
به یمن آتش درون تو تابستونو
هوای طوفانی من پاییزو
سردی مجازی خاک تنمون زمستونو
که برفا یکی یکی میشینن رو کوه وجودمون
میلیارد هاس تو آغوش هم مردیم

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 1 PM توسط pegasus |


برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 18:11

میفهمی کوچولوی عزیزم

هستی تو
با همه چیز درگیره
من فقط تو رو خواستم
ولی انگار همه چیزو خواسته باشم
میفهمی کوچولوی عزیزم برای این که هستی تو ممکن شه
همه چیز باید ممکن میشده

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 3 AM توسط pegasus |


برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 18:11

لحظه ای به خود می آیم
درمیابم موسیقی بودن صدایی را که در آن غوطه میخورم
از چه زمان دوری می آید
تکرار می شود مکررا
این صدای ذهن

اندکی در این فراموشی پرسه میزنم
به یاد می آورم انتخابم را
از میان هزار توی ارقام
تمیز میدهم کم کم که تفاوتیست
میان درون و بیرون
و ورای خیال من
چقدر راه پیموده بشریت
تا ارتعاشی از جنس الکتریسته
بر صفحه ی ذهنم سوزنی شود

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 18:11

اندوه مرد

روحم بسان جامعه ایست چرک مرد
هر چه بشویمش شوخ باز نمیگوید
چرا که اندوه به تاروپودش مرد رفته
اندوه مرد و لاشه اش,
تنم را هرگز ترک نمیگوید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ساعت 8 PM توسط pegasus

برچسب: اندوه, نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

می خواهم شست وشو دهم روحم را
در دریای درون تو
تا هم آغشته ات شوم و
هم پاک

چه بر سر دریایت آمده؟
به عقب رانده آن را اندوه ؟

هیش...
آرام کن دریایت را
روان چون رود می شوم و
پر میکنمش
در مسیر خود را می پالایم
سپس،
درونت می ریزم و
حال ،

ما هر دو دریاییم...

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 6 PM توسط pegasus

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

چندی قبل همینجا بودم

دوباره سر راه را میگیرم

چرا که مارم قد میکشد مدام،

در حین بلعیدن خود

این بار تا انتها که همان ابتداست

قدری بیشتر طول میکشد

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 8 PM توسط pegasus

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

من به سرزمین دیگری رفتم سرزمینی که در آن تاریکی نیست من به سرزمین دیگری رفتم چراکه زندگی دیگر برایم دایره وار نیست من قبل از تولدم را به یاد ندارم بعد از آن را نیز نخواهم دید پدرانم برایم از دیروز و فردا گفتند همین طور عمو ها دایی ها عمه ها و خاله هایم من و دختر عموها دختر دایی ها دختر عمه ها و دختر خاله هایم در فردایشان زیستیم و برای فرزندانمان از دیروز و فردا می گوییم ما فردایی را ساختیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

وقتی که به شش شیش

سه به سه

نشانش کرده ام

نمی توانم رهایش کنم

در 6 3 96 آغاز شدو

در 7

من از بند رستم

این است روایت دربند

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 6 PM توسط pegasus |

برچسب: بندها, نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

یه بازگشت؟ یه وصل دوباره؟ اینجا حالا همونجاییه که بودههمون یک و صفرهمون ده از پشت یه شیر مسی اومده بود بیروناز پشت آبی و اناریارقامی که میذاشتنپگاسوس, باشه اول دبیرستان بودماون موقع اینجا یه جمجمه تاج دار داشتو ایده گورستان رو آورد پیش که بودم اینجا قرمز و مشکی شدبازم هم جمجمه در کنار کتاب و پنتاگرمفک کنم همون تابستون بعدیمن رفتم تو آینه یه 666 گذاشتم اینور آینهیه 666 گذاشتم اونور آینهمن حالم خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

من از کوه سینا سرریز شدمتا رهایی شکوه یک توده رذیل باشمبه پناهگاهی که در آن هیچ نور مسیحایی نیستتک شعاعی می راند بر توده زندگی اوه سالومه ی شیرینبه اشاره تو را می خوانم بیاور چهارمین پیشکش شریرت رابدون عشق توچنان نافرجاممرا با وقار خویش تباه کن من در جذبه دوزخ ها تجزیه می شومانحلال,تقسیم,تکثرمن برای توامدر این لذت مادون با هوی ای کم سو آنها می کاهند از سوی خورشید و بنابراین گوسفندی درون من گرگ می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

شی تا نی درون من می خواهد قیام, علیه منعلیه تودر آگاهی میخواهدتو آگاهانه شی تان شدیدرون و برون منپس تو آگاهانه راضی بودی به این قیام علیه من علیه خویشبازی را از ابتدا جوری نگاشتیم که تو مافوق باشیذره ای خردم درباره خرد تو خوب ببین مراتو می پراکنیممجنون تواماز همان جنس جنون تودرون من نیز قیام میکند علیه خویشچون تو را نیز چون من حریفی بایدتا قوی تر گرداندتحریف توام سفید شوی سیاهت میشوم سیاه گردی سفیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

تبادل من است و تک تک ذرات
اژدها میشوم
از ازل تا ابدی ناپیدا
زندگی بدون سم
ایمان
پدیدار میشود و از دست می رود

ای پراکنده
متراکم گردان مرا
من گمم
چشم انتظار تو ام

زندگی انتظار نیست
زندگی هیچ است
و من هیچ نخواهم بود
تا آن هنگام که منتظر باشم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11 AM توسط pegasus |

برچسب: نئشگی, نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

چگونه سرد اس این آتش
یا که من اس پندار
تا که برامد از خاک
رو
ن رو
رو99910 میکنی مرا؟
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 11 PM توسط pegasus |

برچسب: نویسنده: مهتاب پورحسین تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:26

صفحه بندی