برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
چهار ف ص ل
به یمن گرد همیشه بهارو داریم
به یمن آتش درون تو تابستونو
هوای طوفانی من پاییزو
سردی مجازی خاک تنمون زمستونو
که برفا یکی یکی میشینن رو کوه وجودمون
میلیارد هاس تو آغوش هم مردیم
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 1 PM توسط pegasus |
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
میفهمی کوچولوی عزیزم
هستی تو
با همه چیز درگیره
من فقط تو رو خواستم
ولی انگار همه چیزو خواسته باشم
میفهمی کوچولوی عزیزم برای این که هستی تو ممکن شه
همه چیز باید ممکن میشده
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 3 AM توسط pegasus |
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
اندکی در این فراموشی پرسه میزنم
به یاد می آورم انتخابم را
از میان هزار توی ارقام
تمیز میدهم کم کم که تفاوتیست
میان درون و بیرون
و ورای خیال من
چقدر راه پیموده بشریت
تا ارتعاشی از جنس الکتریسته
بر صفحه ی ذهنم سوزنی شود
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
روحم بسان جامعه ایست چرک مرد
هر چه بشویمش شوخ باز نمیگوید
چرا که اندوه به تاروپودش مرد رفته
اندوه مرد و لاشه اش,
تنم را هرگز ترک نمیگوید
برچسب: اندوه,
نویسنده: مهتاب پورحسین
چه بر سر دریایت آمده؟
به عقب رانده آن را اندوه ؟
هیش...
آرام کن دریایت را
روان چون رود می شوم و
پر میکنمش
در مسیر خود را می پالایم
سپس،
درونت می ریزم و
حال ،
ما هر دو دریاییم...
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
چندی قبل همینجا بودم
دوباره سر راه را میگیرم
چرا که مارم قد میکشد مدام،
در حین بلعیدن خود
این بار تا انتها که همان ابتداست
قدری بیشتر طول میکشد
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
سه به سه
نشانش کرده ام
نمی توانم رهایش کنم
در 6 3 96 آغاز شدو
در 7
من از بند رستم
این است روایت دربند
برچسب: بندها,
نویسنده: مهتاب پورحسین
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین
ای پراکنده
متراکم گردان مرا
من گمم
چشم انتظار تو ام
زندگی انتظار نیست
زندگی هیچ است
و من هیچ نخواهم بود
تا آن هنگام که منتظر باشم
برچسب: نئشگی,
نویسنده: مهتاب پورحسین
برچسب:
نویسنده: مهتاب پورحسین